قلبِ شکسته...
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری، ببین قلبم شکسته،جانا به عهد خود وفا کن
.....نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و من در دست او بودم و حالا من، تمام هست او بودم دلم مي سوخت، اما راه پايان کو ؟ نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟ و ديگر داشت در دستش، تمام جان من مي سوخت که ناگه...... این یه قسمت کوتاه از یه شعره... نسبتا طولانیه، اما ارزش خوندنش رو داره.... پ.ن: خوشحال میشم توی نظرسنجی هم شرکت کنین دوستای گلم... بعد.نوشت: دوستای گلم، به خاطر دلیلی که برای خودم هم روشن نیست، آخرین نظرات وب پاک شده، شرمنده اگر میبینین نظرتون نیست!!!!
+نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390برچسب:گل همیشه عاشق, شقایق, خنده, بیمار, تب, سرخ, آتش, حدیث, صحرا, رنگ, زیبایی, زمان, هرگز, نشان, عشق, شیدایی, زمین, سوزان, عطش, می سوخت, غنچه ها, تشنه, خسته, خار, پیدا, دلبر, طبیبان, مرهم, ریشه, کوه , بیابان, گل, چشم, دست, خدا, هوا, کوره, شقایق, عاشق, نام, ماندم, همیشه,, ساعت3:33توسط هم نفسِ غم... |
|
About
شبی که قلب لیلا سوخت، دل آیینه ها خون شد... همین مجنون که میبینی، از اینجا تازه مجنون شد Archivesبهمن 1390دی 1390 آبان 1390 مهر 1390 Authorsهم نفسِ غم...Links
ماه عسلیا
LinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی Categories
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
Alternative content |